تبليغاتX
همشاگردی 1390 همدان
با امید به خدا و البته همکاری شما همشاگردی های عزیز ؛ قصد بر این است که گنجینه از اواخر تیر ماه به طور جدی و بصورت یک پروژه ی گروهی فعالیت خود را آغاز کند ؛ لذا بعنوان اولین قدم خوشحال خواهیم شد که با پیشنهادات باارزش خود و شرکت در نظر سنجی ، گنجینه را به بستری مناسب برای مرتفع کردن بخشی از نیازهایتان و محفلی دوستانه و گرم برای همشاگردی ها تبدیل کنید . با تشکر ...
*** نظر سنجی ***

حدیثه شیرانی:

خداوند در همه چیز و همه کس جای دارد این حضور را احساس کنید .

 از همین امروز هنگامی که آدمها را می بینید او را مشاهده کنید بطور مثال وقتی پدر مادر همسر فرزند یا هر کس که با او در رابطه اید رامی بینید حضور خدا را در او احساس کنید او را چگونه می بینید؟با او چطور برخورد می کنید؟اورا چگونه در آغوش می گیرید؟بخاطر داشته باشید که او حضور خداست.خدا را چقدر دوست میدارید؟با او چگونه اید؟ حالا او در کنار شماست هدیه شماست.روزگاری هنگامی که جلاد برای تکه تکه کردن منصور حلاج بسراغش آمد منصور با دیدن او فرمود:خداوندا گمان می کنی اگر با چنین ظاهری بیایی ترا نمی شناسم؟قربان دستانت من بر دستهایت بوسه میزنم بیا و قطعه قطعه ام کن. می بینی حضور را ؟در همه چیز؟ حتی جلاد تیغ بر دست؟آری عارفان چنین زندگی می کنند و این چنین به ظاهر می میرند.نه در شعار نه در واژه که در عمل.قصد ما تنها عمل کردن است این همه کتاب اینهمه راهکار پس چرا اینجاییم؟چون می خوانیم بی حضور چون میدانیم بی فهم و حرف میزنیم بی عمل.خدا را نه تنها در انسانها که در تمام موجودات مشاهده کنیدبا او در همه چیز مهربان باشید که او برشما بخشنده و مهربان است.روزۀ انجام هر کاری فقط برای خدا را بگیرید.

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم

به دریا بنگرم دریا ته وینم

به هرجا بنگرم کوه ودرودشت

نشان از قامت رعنا ته وینم 

                                            خدای حی همه احساستان باد

برگرفته از وبلاگ هونام

 

+| نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 12:48 | نوع قلم: عارفـــانه
   • 

حدیثه شیرانی: حرفای یه جوون!

چند روزیه که تلخ شدم تلخِ تلخ...

خسته شدم از الکی خندیدنا، خسته شدم از دورویی ها و ریا، چقدر دلخوشی الکی، چقدر امیدهای واهی؟!

چند تا شب دیگه باید چشامونو رو هم بذاریم و واسه خودمون نقشه زندگی ایده آلو بچینیم؟!!

از قانونایی که آدما واسه خودشون وضع می کنن بیزارم .

جرات داری اینارو واسه یکی بشین و بگو؛ تا طرف بفهمه یه کم بوی تفاوت میدی سریع انگ دیوونه رو بهت می چسبونه،جوابشم اینه:

- "بابا آبت نیست نونت نیست،بشین سر جات کم فلسفه بباف، دو روز زندگی که این صحبتا رو نداره، بی چون و چرا خوب باش و صبح هاتو خیلی رمانتیک شروع کن، چیه؟! از صبح تا شب تقلا می زنی تا سر برج لنگ اجرا خونه نمونی؟!،یا بچه ات مریضه؟!،شکر خدا یه پدر و مادر داری که از گل بالاتر بهت  نمی گن و خرجتو میدن،باور کن تو دیگه خوشی زده زیر دلت!!   اِ اِ اِ،چرا زودتر نفهمیدم، ای کلک نکنه عاشق شدی!!!!!!!! "

ممنونم که اینقدر منو درک فرمودین!

 

ای بابا، خب منم می خوام آیندمو با افکار امروزم پایه ریزی کنم، این یعنی چی؟!

دلم می خواد بدونم.

 اصلاًدوست ندارم همین جوری کشکی بیام و برم و خوش باشم واسه خودم، آخر سرم وقتی به پشت سرم نگاه می کنم ببینم که عمرمو مفت به پای روزمرگی و یکنواختی و تنبلی ریختم.

دوست دارم وقتی به عقب نگاه می کنم حداقل دو رکعت نماز  تو دل شب سیاه واسم مونده باشه و زمزمه های عاشقانم روحمو متجلی کنه

دلم می خواد وقتی به پشت سرم نگاه می کنم من باشم و اون

دلم می خواد وقتی بعد یه عمر به عقب نگاه می کنم حضورشو تو لحظه لحظه زندگیم درک کنم، لحظاتی که آشپزی می کردم، لحظاتی که غذا تو دهن بچه ام میذاشتم، حتی لحظاتی که لباسای همسرمو اتو می کردم! و خداوند عاشقانه نظاره گر من بوده و من تنها دلم برای اون می تپیده!

دلم می خواد اگه مرگ به سراغم بیاد مثل کسی باشم که سالهاست مشتاق همچین لحظه ای بوده لحظه ای که بعد از مدتها به دیدار عشقم، جونم و تمام زندگی و هستیم میرم.

 

چرا هیچ کس این روزا حال و حوصله این حرفارو نداره؟!!!

دعام کنید

 

آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.   

 

- سلام

- حالتون چطوره

- به به، عجب برو و بیایی تو وبلاگ هست !!! بابا دم شما گرم ، خستگی از تنمون دراومد!!!!

- آقای امینی سلام، عجیب دلم هوای نوشته هاتونو کرده،البته درسته کاملا حرفتون حسابی بود ولی خیلی کوتاه! خواهش می کنم افتخار بدین

-  همشاگردیها، وبلاگو تنها نذارین

- منتظر دل نوشته هاتونونیم، "خواهش می کنم"

- در پناه حق پایدار و جاودان باشید.

 

+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 17:16 | نوع قلم:
   • 

محمود امینی راد: یه کلمه حرف حساب !

 

سلام ...

...

همین !

+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 13:23 | نوع قلم: ...
   • 

سام نوروزی: به نظر شما کی برنده میشه ؟

خیلی از ما گوگل را دوست داریم و شاید اولین جایی که در هنگام اتصال به اینترنت به آن مراجعه کنیم، گوگل باشد. اما شاید گوگل هم در کنار این همه جذابیت، ایراداتی داشته باشد. یکی از این نقایص، ایرادی است که نویسنده مقاله ای در سایت msnbc.com به شیوه نامه برخورد با اطلاعات شخصی کاربران ( Privacy Policy) گرفته است. اینکه این خط مشی شفاف و واضح نیست و شاید برای یک کاربر معمولی قابل کشف نباشد. با اینهمه مشخص نیست گوگل دقیقا به کجا می رود و به چه دلیل عبارات جستجوی شما را از ابتدای ثبت نام فهرست و نگهداری می کند. نکته دیگری که شاید برای کاربران عجیب به نظر بیاید، حمایت گوگل از سیاستهای سانسور کشور چین یا الگوریتم غیرشفاف این سایت برای رتبه بندی سایتها باشد.



27 جولای روز آغاز به کار رسمی موتور جستجوی کول بود. Cuil که در لغت، کول خوانده می شود، توسط تعدادی از مهندسان گوگل پایه گذاری شده است. "معماری جدید و الگوریتمهایی که بتوانند پیشرفت سریع اینترنت و نتایج را سازماندهی کند، طوریکه این حجم پیچیدگی برای کاربر قابل فهم تر باشد" از وعده های قابل توجهی است که در بخشی از سایت به آن اشاره شده است. موتور جستجوی کول شاید کلیدهای جستجو یا الگوهای مورد استفاده شما را ذخیره نکند، اما ارزش توجه را دارد.

این عضو تازه وارد اینترنت، طبق ادعای خودش 120 بیلیون صفحه - یعنی بیشتر از هر موتور جستجوی دیگری- را در هنگام جستجو فهرست می کند. طوریکه در مقام مقایسه، هر بار سه برابر گوگل و 10 برابر مایکروسافت این کار را انجام میدهد.

Cuil واژه ای باستانی در ایرلند و به معنای دانش است. مهم تر از همه وعده می دهد که نتایجی را برای کاربر فهرست می کند که شاید مربوط به معروفترین سایتها نباشد، اما ارتباط بیشتری با جستجوی کاربر دارد. و از نظر گرافیکی با اینکه در صفحه نخست بسیار ساده (پس زمینه ای سیاه به همراه لوگو و باکس جستجو) است، اما نتایج جستجو را بصورتی خوانا و سه ستونی (قابل تبدیل به دو ستونی ) مانند مجله برای کاربر نمایش می دهد. اکنون امکان پیشنهاد تایپ نیز در این سایت فعال شده است.

نتایج مرتبط: کول نتایج مرتبط را به دو صورت نمایش در بالا - سمت راست در یک جعبه، و در یک بار زیر قسمت جستجو نمایش می دهد که این قابلیت بهتر از خیلی سایتهای دیگر مثل یاهو و گوگل کار می کند. گوگل چنین لی آوتی را مدتی قبل برای تست قرار داد ولی هنوز بصورت رسمی مورد استفاده قرار نگرفته است.
یکی از نکاتی که در هنگام جستجو به آن برمیخورید، عدم اشاره به ویکی پدیا در هنگام نمایش جستجوهاست که دلیل آن روشن نیست و میتواند برای کاربری که به دنبال مطلب تاریخی یا تعریف مشخصی است، مشکل ساز باشد. با اینهمه این سایت همچنان در حال تغییر و پیشرفت است و نتایجی که در روزهای اول به مشکل برمیخورد، درحال برطرف شدن است.
گوگل، مایکروسافت و یاهو، از این حقیقت ساده سود می برند که پرونده بسیار عظیمی از سایتها را دارند که در هنگام جستجو به کمکشان می آید. در هنگام جستجوی نام یک شهر در هر کدام از این سه، نقشه شهر به عنوان یکی از نتایج اولیه برایتان نمایش داده می شود، که کول در حال حاضر فاقد یک نقشه قوی است. زمانی که جستجو به وقایع جاری و روزانه می رسد، گوگل بسیار تازه تر و به روز تر است و نمایش اخبار مربوط در نتایج اصلی کمک زیادی به کاربر می کند. گفته شد که نتایج در این سایت بر اساس محبوبیت نمایش داده نمیشود، بلکه بر اساس محتوای صفحات است. اینکار در کنار کمکی که میتواند به کاربر کند، مستعد سواستفاده کسانی است که برای ایجاد ترافیک در وب سایتهای خود از طریق دستکاری SEO اقدام می کنند که امتیاز منفی برای کول محسوب خواهد شد.

با اینهمه، باید منتظر تغییرات بیشتری در این سایت، برای قضاوت نهایی مان باشیم.
+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 5:49 | نوع قلم: علمـــی
   • 

ایوب عمری: خبر فوری

سلام حدمت دوستان گرامی:

چون مدتیه سرم شلوغه نمس تونم بهتون سر بزنم ببحشید . آخه واحد تابستان گرفتم کلا در رفت و آمدم . اونم ۴ روز ذر هفته:

اما یه خبر دارم:

از همه ی آقایان محترم وبلاگ درخواست می شود با این شماره تماس بگیرند. تماس خانم ها هم ممانعتی ندارد:

۰۹۱۳۲۰۳۸۴۳۰ شماره محمد رضایی(اصفهان) خودمونه . چون شماره ی بچه ها را نداشت از من خواهش کرد که بهتون بگم باهاش تماس بگیرد . ظاهرا با همه کار واجب داره و گفته حتما تماس بگیرید. به اونایی هم که وبلاگ نمی آن خواهشا خبر بدید.

 

 

+| نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 9:2 | نوع قلم: خبــری
   • 

سام نوروزی: چهار رفتار مشکل ساز

اول یکی به من بگه : روی پیشونی من چی نوشته ؟
..

سلام
من خوبم ؟
شما ها چی ؟
مطالب زیر رو آقای جان گاتمن روانشناسی که فرمول های زیادی در مورد زندگی زناشویی ابداع کرده بیان کردند، ذکر مثالهایی هم که زده شده به درک این مفاهیم به من خیلی کمک کرد.
خواندنشون روی من که تاثیر گذاشت و به نظرم می تونه هم در رندگی زناشویی و هم بطور کلی زندگی عادی خیلی جاها به کمک آدم بیاد.
شماها هم بخونید شاید براتون جالب باشه.

انتقاد :

انتقاد یعنی حمله مستقیم به شخصیت همسر ! (اگر همسر نداری شما بگیر طرف مقابل هر کی هست )
انتقاد با کلمه (( تو )) شروع می شود
مثال : (( تو بایدتا حالا لباس های من رو می شستی. تو که می دونستی من جلسه دارم.تو خیلی بی ملاحظه هستی))
در انتقاد ما طرف مقابل را کاملا مورد اتهام قرار می دهیم. و نکته خیلی مهم این است که ما در مورد شخصیت اش قضاوت می کنیم.
گاتمن پیشنهاد می کند بجای زیر سوال بردن شخصیت طرف مقابل (( انتقاد کردن  )) شکایت کنیم و توجه کنیم که شکایت با کلمه (( من )) شروع می شود.
مثال : ((من دوست داشتم که امروز تو لباس هام رو مشستی تا توی جلسه مرتب تر به نظر بیام))

سرزنش :
سرزنش به انتقاد خیلی نزدیک است اما در سرزنش ما واقعا شروع می کنیم به خرد کردن شخصیت و یا حتی فحاشی کردن به طرف مقابل.
مثال : جملاتی مثل ((خفه شو احمق !)) و یا ((بدبخت خسیس)) و یا ((بی عرضه دست و پا چلفتی !))
جملات ذکر شده درست قلب طرف مقابل را نشانه میروند.
غیر از فحاشی کردن کارهای دیگری هم برای سرزنش کردن می شود انجام داد !!!
مثال :مسخره کردن ، پوزخند زدن و یا برگرداندن نگاه !!!
جهت آشنایی بیشتر با مثال هایی از نوع سرزنش کردن می توانید فیلم شاهکار (( چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد )) را تماشا کنید.

جبهه گیری :
بالاخره وقتی از یک کسی انتقاد می شود و یا مورد سرزنش قرار می گیرد ، او هم ساکت نمی نشیند.
در معمول ترین حالت جواب سرزنش ، سرزنش است.
جبهه گیری می تواند یک رابطه را به طور کل فلج کند (( و این در رابطه زناشویی یعنی فاجعه ! ))
کل کل که بالا می گیرد واقعا دیگر کسی از روی منطق حرف نمی زندو فقط خرد کردن طرف مقابل اهمیت دارد.
شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت ، بهانه آوردن برای توجیه رفتار ، مخالفت با تمام حدس های طرف مقابل و تکرار حرف های گذشته انواع و اقسام جبهه گیری هستند.

سکوت ! :
بعضی ها هم معمولا از این روش برای خاتمه دادن دعوا استفاده می کنند ((که بیشتر مورد پسند مردهاست)) اما زنها فکر می کنند که سکوت به معنای خصومت و بی توجهی است.
سکوت معمولا دعوا را بدتر می کندچون بحث منطقی با کسی که اصلا(( در خانه نیست )) غیر ممکن است !
.
.



منبع : مجله همشهری جوان
+| نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 21:58 | نوع قلم: آموزشــی
   • 

الهام یوسفی:

salam 

khobid?
man khobam 

man ie pishnahad baraie aghaie amini dashtam 

baraie makhpinegah dashtane hoviae khorzo khan 

amo jan baradare man 

sooti nade 

hamishe bad az pishnahade khodet   

nazare khorzo khano nanevis

tablo mikoni dige 

darzemn lahje khorzo khano vaz kon 

ke mese lahje khodet nabashe 

"kolan"

hagh iaretan 

bye
 

+| نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 7:16 | نوع قلم:
   • 

یاسر خواهانی: مبعث مبارک ...

*** بعثت حضرت رسول (ص) رو تبریک میگم ***
شاد و پیروز باشید


+| نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 1:16 | نوع قلم: ...
   • 

محمود امینی راد: پرواز .......... پر ... واز !

قاصدك ...

 

...

«او» نسيم را فرستاد و گفت :

صداي گريه كسي پايه هاي آسمانم را مي لرزاند ... برو ببين چه خبر شده ؟!

... و نسيم پايين آمد و چرخيد و چرخيد و چرخيد ... صدا، صداي قاصدك بود . نسيم آمد و دور تا دور قلب قاصدك چرخيد .

قاصدك، قناري كوچك دست آموزش را كف دست گرفته بود و به چشم هاي بي جان او خيره شده بود .

نسيم گفت : اين همان قشنگ پر طلايي تو نيست؟

قاصدك آرام و قرار نداشت .

هنوز انگار باورش نشده بود كه قناري كوچكش، ديگر صدايي در حنجره ندارد.

نسيم آمد و نشست بر سينه قاصدك. قلب او را محكم در آغوش اش فشرد و او را در چشم بر هم زدني، به سفري برد . به سفري دور و دراز ... به بالاي درختان سپيدار آن سوي زمين . همانجا كه لانه قناري ها بود و جوجه ها كم كمك داشتند تخم ها را مي شكستند ...

نسيم گفت: ببين قاصدك !

اگر طوفاني درختي را بيندازد ، همزمان، بدان كه جوانه اي دارد در جايي از همين زمين ، پوست مي تركاند . اگر عزيز از دنيا رفت، همزمان، كودكي فرصت تولد يافته است . به چشم هاي درخشنده اين جوجه هاي تازه نفس نگاه كن . نمي تواند با چشم هاي بسته تو برابري كند !؟

قاصدك، اعتماد كن!

به «او» ... كه « يا من امات و احيي » است اعتماد كن ...

اعتماد كن قاصدك !

 

پ.ن

- سلام ...

- ديشب باران قرار با پنجره داشت / روبوسي آبدار با پنجره داشت / يكريز به گوش پنجره پچ پچ كرد / چك چك ، چك چك ... چكار با پنجره داشت ؟!

- خيلي وقت بود سر نزده بودم اينجا ... ناراحتم ! اينجوري نمي شه !

- مي بينمتان ... موفق ... شاد ِ شاد ... در پناه خدا ...

 

+| نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 19:58 | نوع قلم: ادبـــی
   • 

الهام یوسفی: be taghlid az baghie bbbbbbbbbbb

aghaion khanom ha


salam 

chetorin ?

age kasi bekhone nemidonam kasi miad to in web ia na


khabare jadid inke 

aban mah vase 2 hafte miam iran 

iohoooooooo

hamin 
bye
+| نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 16:38 | نوع قلم:
   •